وبلاگ مهدی درباره‌ی تصویر ایران در رسانه‌های جهان
من آخر هفته داشتم سعی می‌کردم بفهمم برنامه نویسی RESTFUL یعنی چی و به چه دردی می‌خورد. چندین کتاب مختلف را نگاه کردم و چندتا هم نوشته وبسایتهای مختلف را خواندم. واقعیتش هیچکدام جواب اینکه به چه دردی می‌خورد را نداد. آخرش ویدیوی دیوید هاینامر هنسون را که طراح Ruby on Rails بوده را پیدا کردم. بعد از نگاه کردن این ویدیو تقریبا اکثر سوالهایم جواب داده‌شد.

خیلی وقتها باید رفت سراغ سرچشمه.

Labels:

لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     9 نظر
این مقاله «کمکهای مالی به رادیو زمانه اتلاف سرمایه است» را در بالاترین دیدم و باز یاد افتاد که چقدر در فرهنگ ما به کسانی که ساختارسازی می‌کنند حمله می‌شود. ساختن یک چیزی مثل زمانه اصلا کار ساده‌ای نیست. گردانندگانش از یک طرف باید بدنبال بودجه باشند، از طرف دیگر دنبال کادر اجرایی و همینطور با هزارویک نویسنده و هنرمند ایرانی سروکله بزنند که هر کدامشان هم منش خودشان را دارند و احتمالا مثل اکثر ایرانیها مفهوم کارحرفه‌ای و توجه به موعدها برایشان خیلی جا افتاده نیست.
حالا به تمام اینها انتقادات تند را اضافه کنید و ببینید چه می‌شود.

واقعیتش خودم از زمانی که بالاترین را شروع شد، دیدم که در فضای فرهنگ ایرانی ساختن مجموعه‌های جدید چقدر سخت است . یک زمانهایی آدم احساس می‌کند کلی آدم بسیج شده‌اند که این تجربه موفق نشود. واقعا همه‌مان نیاز داریم که بطور فرهنگی دیدمان را عوض کنیم و بجای انتقادهای تند بیشتر به پیشنهادهای سازنده روی بیاوریم. برای پیشنهادهای سازنده هم محدودیتهای طرفمان را باید درک کنیم. اگر هم دیدیم که واقعا دیگر گردانندگان مجموعه کشش را ندارند یک مجموعه دیگر بهتر می‌آید و همه به آنجا می‌روند.

باور کنید دنیا خیلی بزرگتر از اینهاست. اگر مثلا فکر می‌کنید رادیو زمانه نمی‌تواند نظرشما را برآورده کند بروید و یک چیز دیگر درست کنید و مخاطب رادیوزمانه را بدزدید و ببرید. بیشتر بفکر رقابت باشید تا انتقاد.

Labels:

لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     2 نظر
یک حرفی معمولا در میان کسانی که تو کار اینترنت و وبسایت هست و به آن می‌گویند نحسی(بدیمنی) رشد(curse of scalability).


این نحسی زمانی پیش می‌آید که یک وبسایت (یا بطور عمومیتر یک کالا) طرفدار زیادی پیدا می‌کند و گردانندگان سایت (یاتولیدکنندگان کالا) توانایی فراهم کردن خدمات یا تولید برای آنهمه تقاضا را ندارند. این می‌تواند بدلایل تکنیکی اتفاق بیفتد یا بدلایل محدودیت نیروی انسانی و منابع مالی.


یادم هست که هفت هشت سال پیش که سایت گویا سایت پرطرفداری شده‌بود، من از اینکه گردانندگانش در توسعه و بهبودش بیشتر نمی‌کوشند تعجب می‌کردم. حالا این بلا سر من و تیم بالاترین آمده‌است. آنقدر تقاضا برای بالاترین هست که کمبودهای ما باعث کند شدن رشدش هستند.

متاسفانه بالاترین از کمبود نیروی انسانی رنج می‌برد که دلیل آنهم عدم منابع مالی است. در یک تخمینی که من یکبار انجام دادم، سه نفر تیم بالاترین که روی بالاترین در وقت آزادشان در سال گذشته کار کردند(شش ماه اول کار بسیار زیاد بود)، جمعا ارزش کار داوطلبانه‌شان حدود ۶۰۰۰۰ دلار بود.

درآمد بالاترین از تبلیغها تنها چیزی حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار در سال گذشته بوده است و خرج سرور هم در همین حدود. البته پس از رفتن به سرور جدید خرج بالاترین بیشتر شده است.

متاسفانه گسترش تیم بالاترین و اضافه کردن افراد داوطلب بیشتر خیلی راحت نیست. چون افراد داوطلب به مدیریت و هدایت نیاز دارند و با توجه به پیچیدگی تکنیکی و حساسیتهای حاشیه‌ای راجع به بالاترین این کار نیاز به یک فرد تمام وقت دارد.


داشتن فرد دایم هم نیازمند کمکهای مالی است. با توجه به تجربه می‌دانم که ایرانیها در زمینه کارهای فرهنگی بسختی دستشان به جیبشان می‌رود برای همین هیچوقت روی سایت بالاترین تقاضای کمک مالی از بینندگان سایت نکرده‌ام.

در مورد گرفتن بودجه از سازمانهای بین‌المللی یا طرفدار آزادی بیان هم مردد بوده‌ام. چون فکر می‌کنم استقلال مالی بالاترین برای خیلی از کاربران با ارزش هست. همینطور با تمام باورم به آزادی‌ بیان و رعایت حقوق بشر و آرزویم برای ایرانی بهتر، فردی سیاست پیشه نیستم و می‌خواهم همچنان بتوانم با اعتماد نفس و قطعیت کامل به هرکسی که به ما گردانندگان سایت، اتهام جهت‌دهی سیاسی در بالاترین را می‌زند، بگویم که ما گردانندگان سایت در جهت دادن فضای بالاترین هیچ نقشی نداریم. محتوای بالاترین بطور کامل کاربران آن تعیین می‌کنند.

با توجه به نکات بالا، اگر می‌خواهید بالاترین همچنان مستقل و باحال بماند، لطفا با تمام کم و کاستی‌هایش تحملش کنید. مثل گذشته هم به انتقاد بالاترین ادامه دهید. چون بالاخره ما هم از رو می‌رویم و هر از یک دو هفته به بعضی از مشکلات می‌رسیم.

شخصا من خیلی در چند ماه اخیر وقتم خیلی کم بوده‌است. خیلی روزها ساعت ۶:۳۰ بیدار می‌شوم و تا ساعت ۸ شب کار می‌کنم. برای همین وقت زیادی برایم نمی‌ماند. ولی وضع همیشه به این شکل نخواهد ماند. قول می‌دهم هروقت یک وقت حسابی پیدا شود روی بالاترین بگذارم و با رضا و عزیز یک سروسامانی به وضع بالاترین بدهیم.

Labels:

لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     17 نظر
فردا یک سمینار یک روزه درباره ایرانیان و اینترنت هست. من هم یک در قسمتی از برنامه صحبت کوتاهی خواهم داشت و بالاترین را معرفی می کنم.
این هم لیست برنامه

San Francisco State University

Iranian Cultural Club presents:

Iranians on the Internet

A one-day gathering of bloggers and internet gurus of Northern California

Saturday, September 22, 2007

9:30 a.m. to 4:00 p.m.

San Francisco State University

Rosa Parks Hall, Caesar Chavez Building, 1600 Holloway Avenue, San Francisco, CA

    9:30 Tea and Chat

(Farsi) 10:00 Kickoff Introductions By Omid Memarian & M. Ebrahimi

(Farsi) 10:10 Bloggers By

      (English) 11:00 "Gender and Sexuality in Weblogistan," By Sima Shakhsari

    11:30 Bloggers Answer Questions

    11:50 Lunch Break

(Farsi) 12:15 Balatarin By Mehdi Yahyanejad

    1:00 Live Music By Hamed Nikpay

        San Francisco, followed by Speech addressing Iranians on Internet, Ross Mirkarimi, Supervisor, City of San Francisco.

(Farsi) 2:45 Video Conference By Sanam Dowlatshahi of Khorshid Khanoom

    3:30 Live Music

    3:45 Wrap Up

    4:00 Exit

Special Guests & Artists: Bia2.com, bebin.tv, Iranican, Arash Sobhani (Kiosk), Hamed Nikpay; ParsArts.com.

لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     1 نظر
من در یکی دو سال گذشته خیلی به این مطلب فکر کردم که یک عضو کوچک یک جامعه اگر حرف جالبی برای گفتن داشته باشد چگونه می تواند حرفش را بگوید و به بقیه برساند. در سیستم معمول دنیا یک سری روزنامه و مجله هست با سردبیرهای بالا سرشان که می‌توانند تصمیم بگیرند آیا از مطلبی خوششان می‌آید یا نه. اگر آدم معروفی نباشید تقریبا حتی شانس اینکه مطلبتان به زیر دست سردبیر هم برسد صفر است.

خوشبختانه وبلاگ ها تا حدی این جو را شکسته‌اند. منتها مشکل خود وبلاگها هم این بوده‌است که عده‌ای از وبلاگ نویسها معروف می‌شوند و مردم بیشتر آنها را می‌خوانند و کسانی که کمتر معروفند هرچند اگرهر از گاهی مطلب خوبی بنویسند کسی آنها را نمی‌بیند. درست کردن بالاترین تا حدی جواب دادن به این مساله بود. اما بالاترین هم در نوع خودش مشکلاتی دارد. نقش نویسنده مطلب هرچقدر هم که فکر کند مطلبش مهم است منفعلانه است. بقیه باید بیایند و رای دهند. مثلا نویسنده نمی‌تواند بگوید من مطلب امروزم بهترین مطلب امسالم است و خیلی برایم مهم است که همه اینرا بخوانند.

Adoptic قرار است قدمی بجلو بردارد. نقش اطلاع رسانی را غیر متمرکز کند. هر کس بتواند دیگران را در
مورد مطلبی که می‌نویسد خبر کند. اگر هم بقیه خوششان آمد آنها هم می‌توانند تعداد بیشتری را خبر کنند.

ایده، ایده ساده‌ای است. شمای وبلاگ نویس تبلیغ بقیه را نشان می‌دهید و وبقیه تبلیغ نوشته‌های شما را. مثلا اگر تبلیغ دیگران صدبار در وبسایت شما نشان داده شود، تبلیغ شما هم (فعلا تا زمانی که سیستم پیچیده تر نشده) صد بار در جاهای دیگر نشان داده می‌شود.

هنوز از آنجایی که اول کارش است و خیلی چیزهای دیگر قرار است به Adoptic
اضافه شود. عضویتش هم تنها از طریق دعوتنامه عملی است. کسانی که عضو شده‌ اند هم می توانند دعوتنامه بفرستند.


اگر سوالی یا پیشنهادی داشتید اینجا بنویسید.
لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     18 نظر