وبلاگ نیمه فعال مهدی درباره‌ی تصویر ایران در رسانه‌های جهان
تو جمهوریخواهان کنگره آمریکا یک نفر است که هر از گاهی به همکارانش می‌گوید که در مورد ایران اینقدر تند نروند. ولی او هم اخیرا بدلیل فساد مالی در وضع بدی افتاده است. «باب نی» نماینده‌ای است که قبل از انقلاب در ایران زندگی کرده و انگلیسی تدریس می‌کرده‌است. تنها نماینده کنگره هم هست که فارسی بلد است . در زمان خاتمی،‌ به نزدیک شدن آمریکا و ایران کمک می‌کرده است، هرچند بیشتر آن تلاشها بدلیل مخالفت آیت‌الله خامنه‌ای با برقراری ارتباط ایران و آمریکا بجایی نرسید. در عین حال، «باب نی» از جنبش دانشجویی در ایران هم با انتشار بیانیه‌هایی حمایت کرده است. زمانی سعی کرد که دولت آمریکا اجازه فروش قطعات هواپیما به ایران را بدهد که می‌توانست از مرگ مردم در سوانح هوایی ایران بکاهد . الان همین کارش را مخالفانش بر علیه‌اش استفاده می‌کنند و او را متهم به خیانت به آمریکا و همکاری با ایران می‌کنند. هرچند که این اتهام مضحکی است، اما بدلیل اتهام فساد مالی «باب نی» قادر به پاسخ نخواهد بود.


اتهام فساد مالی‌اش بخاطر این است که از یک لابی‌گر بنام «آبرامف» پول گرفته و توسط او به سفرهای تجمللی مجانی برده شده است. آبرامف یک لابی‌گر گران قیمت و با نفوذ در واشینگتون بوده که الان بدلیل چند فقره کار غیر قانونی گرفتار آمده است. آبرامف در همه زمینه‌ای از شرکتها پول می‌گرفته و سعی می‌کرده با رشوه دادن به نمایندگان کنگره قوانین سودآوری برای آنها به تصویب برساند. آبرامف از طرفداران دست راستیهای افراطی اسراییلی هم محسوب می‌شده و ظاهرا حتی برای یک شهرک یهودی نشین در کرانه باختری دوربین برای نصب روی تفنگ برای زدن فلسطینیها خریده است.

این داستان چند نکته دارد:
۱) کسانی که با کشوری انس فرهنگی و یا فامیلی دارند،‌‌ هر از گاهی هم که شده ممکن است به نفع ملت آن کشور کار بکنند.

۲) سیاست پدر و مادر ندارد: کسی که از نزدیکی آمریکا به ایران حمایت کرده است می‌تواند برای کار دیگری از یکی از سر سخت ترین طرفداران اسراییل رشوه بگیرد.

۳) کسانی مثل آبرامف تنها بدلیل اینکه به یک عده آدم دسترسی دارند پولهای هنگفت در می‌آورند.

۴)‌ ایران کم کم همین یکی دو نماینده کنگره‌ای را هم که بنوعی هوای ایران (نه بمعنی حکومت بلکه بمعنی منافع مردم ایران)‌ را داشته‌اند را دارد از دست می‌دهد.

۵)‌ هزینه حمایت کردن ایران برای نمایندگان کنگره بالاست. رشوه گرفتن بخودی خودش قانون‌شکنی است و وقتی کلمه ایران بهر نحوی وارد همان پارگراف خبر می‌شود، تبدیل می‌شود به خیانت یا حمایت از تروریست.


۶)‌ کلمه ایران و تروریست تقریبا در ادبیات روزنامه‌ای آمریکا یکی است. اینکه بنویسند یکی برای ایران کار می‌کند تقریبا
مثل این است که بنویسند که برای تروریستها کار می‌کند.
لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     2 نظر
نظرات:
Anonymous سینا تابش گفت:
باب نی خیلی آدم جالبیه، خیلی عجیبه این همه سال جناح اولترا راست حزب تلاشی برای کنار زدنش نداشته، سال 2001 جز سه تا جمهوریخواهی بود که به Patriot Act رای منفی داد. اون دو تا دیگه رو اسماشون یادم نیست ولی یکی از تگزاس بود یکی هم از ایداهو.

Anonymous سجاد گفت:
سلام. امیدوارم که به زودی کلمه ایرانی با پناهنده و جنگ زده مترادف نشه...

لینکهای داده شده به این مطلب:
Create a Link