وبلاگ نیمه فعال مهدی درباره‌ی تصویر ایران در رسانه‌های جهان
October 07, 2006
احتمالا گفته‌های اخیر جک‌ استرا را شنیدید که گفته به خانمهای مسلمانی که با صورت پوشیده به دفتر کارش می‌آمدند می‌گفته که نقابتان را بردارید تا بتوانیم باهم خوب ارتباط برقرار کنیم. البته تو بعضی گزارشهای انگلیسی کلمه veil بکاربرده‌شده که برای چادر و روسری هم بکار می‌رود و یک عده را به اشتباه انداخته که استرا حجاب منظورش بوده و این سروصدا خیلیها را در آورده‌است.

واقعیتش را بخواهید من برخلاف حرفهای سیما تو این مورد جک‌استرا ابراز همدردی می‌کنم. یک کارهایی هست که نباید قانونی برعلیه‌شان باشد ولی کارهای ناپسندی هستند که باید در جامعه برعلیه‌شان صحبت کرد. مثلا اگر یک فرقه‌ای یا دینی تو جامعه درست شد که گفت حمام رفتن حرام است و همه افراد فرقه بوی بدشان بعد از یک هفته در آمد. نباید اینطوری باشد که دیگر نشود بر علیه بو بد دادن آدمها حرف زد چون به دین یا سنت یک عده توهین می‌شود. نقاب زدن هم همین است. ندیدن قیافه طرف مقابل آزار دهنده است و تاثیر منفی روی ارتباط دارد.

مثلا واقعا نمی‌دانم خانمها از نگاه نکردن یا دست ندادن بعضی از آقایان با آنها چه می‌کشند. از اینکه شروع کنید با چند نفر دست دادن و یک دفعه یکی دستش را بکشد عقب. چه احساسی پیدا می‌کنید؟ یا اینکه به سراغ استاد مردتان که در حال گفتن و خندیدن با یک دانشجوی پسری است میروید، تا با او شروع به صحبت با او کنید، او بمحض شروع به صحبت با شما سرش را می‌اندازد پایین و نوک کفش شما را نگاه می‌کند، آنوقت چه احساسی خواهید داشت؟ حالا نباید کسی در مورد این رفتارها صحبت کند؟
لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب بالا را به دوستان خود ایمیل کنید:     9 نظر
نظرات:
Anonymous آناهيتا گفت:
چرا والله بايد صحبت كنه يعني چي آخه اين حركات؟

Anonymous خرمگس گفت:
دوست عزيز
در سطح جامعه بكرات چنين برخوردهايي را شاهد هستيم ولي
تصور كنيد رييس جمهور يك كشور فرضي در فرودگاه كشور دوست و برادر دست رييس جمهور دوست را بگرمي مي فشارد و در معيت هم از گارد احترام سان مي بينندولي همينكه به صفوف نظاميان زن مي رسد ناگهان وي منقلب شده و از راه ديگري مي رود
(البته اين قسمت ماجرا تخيلي نبوده و كاملا واقعيست)

Anonymous Sina گفت:
I second the whole article.This veil thing is really intimidating even for us with middle eastern backgrounds.

Blogger reza49 گفت:
I do agree with u!

Anonymous shift گفت:
دوست عزیز
اگر قراره صحبتی بشه در مورد خیلی رفتارها باید صحبت بشه. اینها یه قسمتیشه. مثلا من میرم یه مهمونی و بعد از یه مدتی همه مستن. خوب حالا به نظرت من باید رفتارم رو عوض کنم و مست بشم یا اونها نشن؟ بهترین رفتاری که می شه کرد احترام گذاشتن به سلیقه هرکسیه. به شرط اونکه اون سلیقه باعث صدمه به جامعه نشه. جک استرا فقط احساسش رو گفته و خواهشی کرده. می شه به این خواهش عمل کرد یا نکرد. مهم اینکه اجباری توی این قضیه نباشه. من خودم به شخصه دوست ندارم که خانومها رو بغل کنم و ببوسم. خوب به نظرت باید این رفتارم رو تغییر بدم؟ یعنی به خاطر جمع اینکار رو بکنم؟ مطمئنا می شه هم به این سوال گفت بعله و هم گفت نه. مهم اینکه خانوم روبروی من به نظر من احترام بزاره. چون کاری که اون می کنه یه سنته. سنتی که توی جامعه رواج داره اما اینکه من دوست ندارم اونو بغل کنم و ببوسم یه نظر شخصیه و به کسی هم صدمه نمی زنه. پس گاهی باید از سنتها به خاطر نظرات شخصی چشم پوشی کرد.

Anonymous Anonymous گفت:
حجاب، نقاب، کشک و پشم! چه فرقی داره؟ اما به هرحال بحث بایستی از داخل باشه. استرا غلط کرده حرف زده. به این انگلیسی‌ها رو بدی پس‌فردا آب‌گوشت هم نباید درست کنی چون بو می‌ده! یعنی امثال ما ایرانی‌ها که خارج‌نشین‌هامون باکلاس‌تر از باقی این مسلمان‌نسب‌ها هستن باید فعالیت کنیم، نه جامعه میزبان. مانند همین فعالیت در شکست قانون خانواده مبتنی بر شریعت در انتاریو موثر بود.

Anonymous ghasem گفت:
Every societ imposes some limits on every thing. Even in the western socities nudity is not allowed. So it is not strange that socities impose some bounds on the covering as well: not to cover the face seems to be a natural bound.

Anonymous Anonymous گفت:
This is exactly the attitude of the people (I am talking about our parents who were trying to extend their revolutionary ideas around the world, to other countries) that try to convince people, what they think is the best. Tolerating other people does not mean that you think that their believes are as good as yours, in that case you should have been converted to theirs or ... but accepting that they have thought about their believes and got to a point to do accept or choose what they are doing. You have also thought and chose what you are doing, because you have thought it is better (superior?! ;)). You should accept that their logic and reasoning is as good as you, and then you should accept what they are doing is as good as you, because they (supposedly) has thought about it and CHOSNE it, and this is what makes it as good as what you are doing, you have both CHOSEN what you are doing, and that what makes it SACRED.

Anonymous بابک سراجه گفت:
به نظر من حتا می شه استدلال کرد که پوشاندن صورت در بعضی مکان ها ی عمومی به دلایل امنیت عمومی باید ممنوع باشه، مثلا توی بانک ها یا اداره های دولتی، فرودگاه و جاها ی مشابه یا مدرسه ها و دانشگاه ها. خلاصه هر جا که شناسا بودن به صورت برای آرامش عمومی لازم ه باید نقاب زدن ممنوع باشه. این بر خلاف آزادی دین و مذهب و این حرفها نیست بلکه لازمه منطقی حفظ امنیت و آزادی افراد جامعه به عنوان یک کل است.

لینکهای داده شده به این مطلب:
Create a Link